ترجمه "Medicazione" به فارسی

پانسمان, تجویز دوا, دارو بهترین ترجمه های "Medicazione" به فارسی هستند.

Medicazione
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پانسمان

    Le capre prendevano i colpi delle armi speciali e poi le reclute dovevano fare la medicazione in modo corretto.

    به پاهاي بزها شليك ميكردن و سربازها بايد با موفقيت پاي بزها رو پانسمان ميكردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Medicazione " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

medicazione noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجویز دوا

    noun feminine
  • دارو

    noun feminine

    Se avessimo le medicazioni giuste o dei punti, magari...

    اگه دارو و وسايل بخيه زدن رو داشتيم شايد ميشد يه کاري کرد.

  • پانسمان

    Le capre prendevano i colpi delle armi speciali e poi le reclute dovevano fare la medicazione in modo corretto.

    به پاهاي بزها شليك ميكردن و سربازها بايد با موفقيت پاي بزها رو پانسمان ميكردن

اضافه کردن

ترجمه های "Medicazione" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه