ترجمه "Mosca" به فارسی
مسکو, mosko, مگس بهترین ترجمه های "Mosca" به فارسی هستند.
Mosca
proper
feminine
دستور زبان
Mosca (costellazione) [..]
-
مسکو
proper feminineMosca (Russia) [..]
Quando ero giovane, ho passato qualche anno a Mosca.
وقتي جوونتر بودم دو سال رو توي مسکو گذروندم.
-
mosko
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mosca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
mosca
noun
feminine
دستور زبان
Insetto comune; qualche specie di insetto dell'ordine dei Dipteri. [..]
-
مگس
nouninsetto dell'ordine dei ditteri
L'aquila non caccia mosche.
که نباشد محرم عنقا مگس.
-
magas
-
مسکو
properTre mie cugine ballano al teatro bolshoi a mosca.
سه تا از عمو زاده هام با. تئاتر بالشو توي مسکو کار مي کنند
-
ترجمه های کمتر
- خال
- ریش بزی
تصاویر با "Mosca"
عباراتی شبیه به "Mosca" با ترجمه به فارسی
-
آهومگسها · اسبمگسها · خرمگسان · سگمگسها
-
مگس وزن
-
مگس
-
نشانه پاراگراف
-
توربالان · توسهمگسها · رگبالیان
-
سنهاي حشره · كرمهاي حشره · لارورهاي كرميشكل · لاروها · مراحل لاروي · نوزاد حشرات
-
مگسهاي گوشت · کالیفوریده
-
موسکا دومستیکا · مگسهاي خانگي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن