ترجمه "mosaico" به فارسی
موزائیک, kâshi, muzâʼik بهترین ترجمه های "mosaico" به فارسی هستند.
mosaico
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
موزائیک
composizione pittorica ottenuta mediante l'utilizzo di frammenti di materiali (tessere)
Beijerinck è partito alla scoperta della causa del virus del mosaico del tabacco.
بیجرینگ علت بیماری موزائیک توتون کشف کرد. بیجرینگ علت بیماری موزائیک توتون کشف کرد.
-
kâshi
-
muzâʼik
-
ترجمه های کمتر
- معرقکاری
- خرت و پرت
- مخلوط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mosaico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mosaico"
عباراتی شبیه به "mosaico" با ترجمه به فارسی
-
سي.ام.وي (ويروس موزاييك خيار)
-
سي.ام.وي · ويروس موزاييك خيار · کوکوموویروس موزاییک خیار
-
ويروس موزاييك زرد كدو · پوتیویروس موزاییک زرد کدو
-
ويروس موزاييك نيشكر · پوتیویروس موزاییک نیشکر
-
ويروس موزاييك لوبيای چشمبلبلي · کوموویروس موزاییک لوبیای چشمبلبلی
-
کوموویروس موزاییک لوبیای چشمبلبلی
-
توباکوویروس موزاییک توتون · تي.ام.وي · ويروس موزاييك توتون
-
ويروس موزاييك سويا · پوتیویروس موزاییک سویا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن