ترجمه "Router" به فارسی
رهیاب, مسیریاب, رهیاب بهترین ترجمه های "Router" به فارسی هستند.
Router
-
رهیاب
dispositivo di rete
in un soffitto e giù nel router di un'altra rete,
سقف و از پایین به رهیاب یک شبکهی دیگر،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Router " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
router
-
مسیریاب
e la scheda del router non funzionava.
و فقط به خاطر اینکه یک قطعه مسیریاب(اینترنتی) مشکل داشته.
-
رهیاب
masculinein un soffitto e giù nel router di un'altra rete,
سقف و از پایین به رهیاب یک شبکهی دیگر،
-
روتر
masculineHo costruito un router speciale per osservare l'attività di rete.
یک روتر مخصوص ساختم که که به من اجازه دیدن همه فعالیت شبکهای را میداد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن