ترجمه "routine" به فارسی
روش کار, روند, طرز عمل بهترین ترجمه های "routine" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Non c'è bisogno di andare in clinica per i controlli di routine. ↔ نیازی به رفتن به درمانگاه برای آزمایشات معمول نیست.
routine
noun
feminine
دستور زبان
-
روش کار
noun feminine -
روند
Noun -
طرز عمل
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " routine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "routine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Non c'è bisogno di andare in clinica per i controlli di routine.
نیازی به رفتن به درمانگاه برای آزمایشات معمول نیست.
Nel punto cruciale, con un calcio di karate con il piede sinistro, verso un angolo vicino, una mossa che richiedeva un alto livello di precisione e flessibilità, e ogni sera ho fatto una routine di stretching per tutto un anno prima, per assicurarmi di essere in grado di allungare comodamente la gamba.
سختترین قسمت مسئله یک حرکت کاراته بود که باید پای چپم را به سینه گوشه کناری میزدم، حرکتی که نیازمند میزان بالایی از دقت و انعطافپذیری بود، به اندازهای که هر شب به مدت یک سال پیش از موعد تمرین انعطاف میکردم تا مطمئن شوم که میتوانم به راحتی پایم را برسانم.
Al posto di occasionali liti risolte a spintoni, in molti paesi sono di routine sparatorie e accoltellamenti.
دعواهایی که گهگاه به هل دادن و انداختن دیگری منتهی میشد، امروزه به تیراندازی و چاقوکشی روزمره و امری معمول تبدیل شده است.
Soprattutto per cose che rompono la routine quotidiana.
بخصوص چيزهايي كه كارهاي عادي رو بهم ميريزه
Cosi'di routine che non poteva essere fatto da New York?
پس اين بازرسي عادي رو نميشد از توي نيويورک انجام داد ؟