ترجمه "Spinta" به فارسی
رانش, feshâr, hol بهترین ترجمه های "Spinta" به فارسی هستند.
Spinta
-
رانش
Abbiamo inventato quello che chiamiamo "ion drive", un motore a bassissima spinta.
ما چیزی بنام رانش یون اختراع کردیم که یک موتور بسیار بسیار کم اطمینانیه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Spinta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
spinta
noun
adjective
particle
feminine
دستور زبان
Grande forza, applicata in modo che un oggetto si sposti lontano dall'origine della forza che vi è stato applicata. [..]
-
feshâr
-
hol
-
انگیزه
nounAllora il peso di questa conoscenza mi da' la spinta.
این بار سنگین آگاهی به من انگیزه میدهد.
-
ترجمه های کمتر
- با پشتکار
- تکانه
- رانش
- فرو كردن
- ماجراجو
- مسبب
- مشوق
- نیروی جنبش
- هل
- کشش
عباراتی شبیه به "Spinta" با ترجمه به فارسی
-
feshar dådan · feshâr dâdan · hol dâdan · rândan · آگهی دادن · انتشار دادن · تشویق کردن · راندن · فشار دادن · هل دادن · پرتاب کردن · پروردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن