ترجمه "spionaggio" به فارسی

جاسوسی, jâsusi بهترین ترجمه های "spionaggio" به فارسی هستند.

spionaggio noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاسوسی

    noun

    Attività di intelligence volta a ottenere la conoscenza di segreti nemici a scopo militare

    Ci è giunta voce di un suo coinvolgimento nello spionaggio.

    اطلاعاتی به دستمون رسیده که میگه شما در جاسوسی دست دارید.

  • jâsusi

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spionaggio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spionaggio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spionaggio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه