ترجمه "Tiro" به فارسی

صور, partâb, pok بهترین ترجمه های "Tiro" به فارسی هستند.

Tiro

Tiro (balistica) [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صور

    proper

    Tiro (città)

    Gli abiti di porpora di Tiro sono molto costosi, e i suoi tessuti pregiati sono ricercati dalla nobiltà.

    رداهایی که با ارغوانِ صوری رنگ شدهاند بسیار پربها هستند و اشراف خواهان پارچههای نفیس صور میباشند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tiro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tiro noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • partâb

  • pok

  • shelik

  • ترجمه های کمتر

    • tir
    • آتش
    • تیم
    • دست
    • دسته
    • شوت
    • ورزش تیراندازی
    • گروه
    • یک دستگاه

عباراتی شبیه به "Tiro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tiro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه