ترجمه "alternativa" به فارسی
اختیار, ازادی, انتخاب بهترین ترجمه های "alternativa" به فارسی هستند.
alternativa
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
اختیار
noun feminineNondimeno è chiaro che ci sono alternative in sostituzione del sangue”.
با این حال این امر نیز روشن است که روشهای دیگری بجز تزریق خون در اختیار داریم.»
-
ازادی
noun feminine -
انتخاب
noun femininePiuttosto, i sopravvissuti hanno percorso percorsi evolutivi alternativi.
بلکه، نجات یافتگان راههای جایگزین و تکاملی را انتخاب کردند.
-
ترجمه های کمتر
- خیار
- خیار فسخ
- دیگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alternativa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alternativa" با ترجمه به فارسی
-
انرژي جايگزين · انرژی تجدیدپذیر
-
انرژی نو
-
متن ديگر
-
موتور رفت و برگشتی
-
تنفس سيانيد-مقاوم · مسير سيانيد-مقاوم · مسیر تنفسی جایگزین
-
روشهای تناوبی
-
پزشکی جایگزین
-
زراعت جايگزين · زراعت زيستشناختي · كشاورزي بومشناختي · نظامهاي توليد جايگزين · پيوستهكشت · کشاورزی تناوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن