ترجمه "alternato" به فارسی
تناوبی, متناوب بهترین ترجمه های "alternato" به فارسی هستند.
alternato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
تناوبی
adjective -
متناوب
adjectiveEcco un animale che usa un normale treppiede alternato:
اینجا حیوانی است که در حال استفاده از روش سه پایه عادی و متناوب می باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alternato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alternato" با ترجمه به فارسی
-
جریان متناوب
-
ميزبانهاي جايگزين · میزبانهای واسطه
-
تناوب علوفه و غله
-
آلترناريا تنوييس · آلترناریا آلترناتا
-
تناوب زراعی · كشت متناوب · كشت چرخشي
-
be-noubat · ʼavaz kardan
اضافه کردن مثال
اضافه کردن