ترجمه "ammassarsi" به فارسی
انباشتن, انجمن کردن, سوار کردن بهترین ترجمه های "ammassarsi" به فارسی هستند.
ammassarsi
verb
دستور زبان
Riunire in un mucchio; far accumulare (ad es. lavoro, riviste, ecc.). [..]
-
انباشتن
verb -
انجمن کردن
verb -
سوار کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ammassarsi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن