ترجمه "ammasso" به فارسی
توده, کوت, کپه بهترین ترجمه های "ammasso" به فارسی هستند.
ammasso
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
توده
noun masculineQuesto tizio dovrebbe essere nient'altro che un ammasso di gelatina.
این یارو باید فقط یه توده ماده چسبنده و لزج باشه
-
کوت
noun -
کپه
nounSono ammassate in una grande piramide.
و يه کپه ي بزرگ هرمي درست کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ammasso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ammasso" با ترجمه به فارسی
-
خوشه کهکشانی
-
گروه بزرگ اختروش
-
خوشه ستارهای
-
خوشه ستارهای باز
-
ambâshtan · andukhtan · انباشتن
-
خوشه ستارهای کروی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن