ترجمه "avere" به فارسی
داشتن, dâshtan, بودن بهترین ترجمه های "avere" به فارسی هستند.
avere
verb
noun
masculine
دستور زبان
Essere in possesso (di un oggetto). [..]
-
داشتن
verbCominciai poi a immaginare di avere sei colori.
ولی بعد به فکر داشتن شش رنگ مختلف افتادم.
-
dâshtan
-
بودن
verbMolti di noi hanno passato quasi tutta la vita a reprimere il lupo.
خيلي از ماها اغلب عمرمون رو با سرکوب قضيه گرگينه بودن گذرونديم.
-
ترجمه های کمتر
- داشتَن
- اتفاق افتادن
- است
- انتقام گرفتن
- ایجاد کردن
- رخ دادن
- ساله
- سبب شدن
- مال خود دانستن
- متحمل شدن
- موجود بودن
- وارد آمدن
- کهنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "avere" با ترجمه به فارسی
-
سرما خوردم
-
khânemân
-
کلیدهایم را گم کردم
-
آب میخواهم
-
چند سالت است؟ · چند سالت هست
-
به صابون احتیاج دارم
-
مهمتربودن از · پیشی جستن
-
sekté kardan
اضافه کردن مثال
اضافه کردن