ترجمه "avere" به فارسی

داشتن, dâshtan, بودن بهترین ترجمه های "avere" به فارسی هستند.

avere verb noun masculine دستور زبان

Essere in possesso (di un oggetto). [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • داشتن

    verb

    Cominciai poi a immaginare di avere sei colori.

    ولی بعد به فکر داشتن شش رنگ مختلف افتادم.

  • dâshtan

  • بودن

    verb

    Molti di noi hanno passato quasi tutta la vita a reprimere il lupo.

    خيلي از ماها اغلب عمرمون رو با سرکوب قضيه گرگينه بودن گذرونديم.

  • ترجمه های کمتر

    • داشتَن
    • اتفاق افتادن
    • است
    • انتقام گرفتن
    • ایجاد کردن
    • رخ دادن
    • ساله
    • سبب شدن
    • مال خود دانستن
    • متحمل شدن
    • موجود بودن
    • وارد آمدن
    • کهنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " avere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "avere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "avere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه