ترجمه "averi" به فارسی
khânemân ترجمه "averi" به فارسی است.
averi
noun
masculine
دستور زبان
-
khânemân
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " averi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "averi" با ترجمه به فارسی
-
سرما خوردم
-
dâshtan · اتفاق افتادن · است · انتقام گرفتن · ایجاد کردن · بودن · داشتن · داشتَن · رخ دادن · ساله · سبب شدن · مال خود دانستن · متحمل شدن · موجود بودن · وارد آمدن · کهنه
-
کلیدهایم را گم کردم
-
آب میخواهم
-
چند سالت است؟ · چند سالت هست
-
به صابون احتیاج دارم
-
مهمتربودن از · پیشی جستن
-
sekté kardan
اضافه کردن مثال
اضافه کردن