ترجمه "babbeo" به فارسی
احمق, ابله, ببو بهترین ترجمه های "babbeo" به فارسی هستند.
babbeo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
احمق
nounNon si gira la ruota con il pollice, babbei!
نمي تونين با انگشت شستت چرخ رو بچرخوني ، احمق ها.
-
ابله
noun masculine -
ببو
noun
-
ترجمه های کمتر
- بلید
- حوله داغ
- دیر کار
- زود باور
- ساده لوح
- فریب خورده
- مرغ نوروزی
- کنده
- گول
- یک جور بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " babbeo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن