ترجمه "babbo" به فارسی
بابا, پدر, bâbâ بهترین ترجمه های "babbo" به فارسی هستند.
babbo
noun
masculine
دستور زبان
-
بابا
noun masculineMamma, il babbo mi porta in carriola e non sa guidare.
! بابا منو گذاشته توي يه چرخ دستي ، اما نميدونه چطوري بايد اونو برونه
-
پدر
noune mi accorsi che stavano parlando a mia mamma e al mio babbo
و متوجه شدم که آنها داشتند با پدر و مادر من صحبت می کردند،
-
bâbâ
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- باب
- باباجان
- پاپ
- پاپا
- کشیش ناحیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " babbo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "babbo" با ترجمه به فارسی
-
bâbâ nuel · بابا نوئل
-
Baba Noel · بابا نوئل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن