ترجمه "balla" به فارسی
دروغ, بغچه, بلا بهترین ترجمه های "balla" به فارسی هستند.
balla
noun
verb
feminine
دستور زبان
Falsa dichiarazione fatta con l'intenzione di ingannare.
-
دروغ
nounFalsa dichiarazione fatta con l'intenzione di ingannare.
Mi hai mentito al ballo, e mi stai mentendo ora.
توي مجلس رقص بهم دروغ گفتي و الانم داري بهم دروغ ميگي.
-
بغچه
noun feminine -
بلا
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- بلغنده
- تا
- تاچه
- عدل
- مصیبت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " balla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Balla
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Balla" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Balla در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "balla" با ترجمه به فارسی
-
با گرگها میرقصد
-
عدلبندی
-
دانسینگ · سالن رقص
-
تصنیف
-
raqsidan · رقص کردن · رقصیدن
-
الحان · تصنیف · مسمط مستزاد · چکامه
-
جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
-
bezan-o-bekub · raqs · دانس · رقص · پای کوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن