ترجمه "ballata" به فارسی
الحان, تصنیف, مسمط مستزاد بهترین ترجمه های "ballata" به فارسی هستند.
ballata
noun
particle
feminine
دستور زبان
Canzone semplice e leggera, specialmente di carattere sentimentale o romantico, con due o più strofe cantate con la stessa melodia.
-
الحان
noun feminine -
تصنیف
noun feminineSono gli inni, le danze alla moda, le ballate e le marce.
این همه سرودها و شوق رقص و تصنیف و رژه رفتنهاست. این همه سرودها و شوق رقص و تصنیف و رژه رفتنهاست.
-
مسمط مستزاد
noun feminine -
چکامه
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ballata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ballata" با ترجمه به فارسی
-
با گرگها میرقصد
-
دانسینگ · سالن رقص
-
تصنیف
-
raqsidan · رقص کردن · رقصیدن
-
bezan-o-bekub · raqs · دانس · رقص · پای کوبی
-
بغچه · بلا · بلغنده · تا · تاچه · دروغ · عدل · مصیبت
-
بال ماسکه
-
موسیقی رقص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن