ترجمه "bambino" به فارسی

بچه, فرزند, کودک بهترین ترجمه های "bambino" به فارسی هستند.

bambino noun masculine دستور زبان

Essere umano dalla nascita alla pubertà.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun

    کودَک یا بچه به انسان خردسال (دختر و پسر) گفته میشود [..]

    I bambini hanno trovato i regali di Natale nascosti sotto il letto.

    بچه ها هدایای کریسمس را که زیر تخت پنهان شده بود، پیدا کردند.

  • فرزند

    noun

    In quanto esseri umani, i nostri bambini dipendono da noi in modo unico.

    به عنوان انسان، فرزندان ما به طور منحصر به فردی وابستهاند.

  • کودک

    noun

    Alcuni bambini imparano le lingue facilmente e altri con difficoltà.

    برخی کودکان به راحتی زبان ها را فرامی گیرند و بقیه به سختی.

  • ترجمه های کمتر

    • پسر
    • baccé
    • kudak
    • tefl
    • بَچِّه
    • طفل
    • كودك
    • بچ
    • تراشنده
    • جوانک
    • زاده
    • منگنه
    • نوپا
    • پس
    • کر
    • کودکان
    • کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bambino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bambino proper masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Bambino" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bambino در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bambino"

عباراتی شبیه به "bambino" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bambino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه