ترجمه "bambini" به فارسی
atfâl, کودکان, كودك بهترین ترجمه های "bambini" به فارسی هستند.
bambini
noun
masculine
دستور زبان
-
atfâl
-
کودکان
nounAlcuni bambini imparano le lingue facilmente e altri con difficoltà.
برخی کودکان به راحتی زبان ها را فرامی گیرند و بقیه به سختی.
-
كودك
noun masculineIl pronto soccorso accertò che non c'era traccia di alcol nel sangue del bambino.
در اورژانس بيمارستان، كاشف به عمل آمد كه هيچ الكلي در خون كودك وجود ندارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bambini " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bambini" با ترجمه به فارسی
-
تغذیه کودک · غذاهاي مدرسه
-
baccé · kudak · tefl · بَچِّه · بچ · بچه · تراشنده · جوانک · زاده · طفل · فرزند · كودك · منگنه · نوپا · پس · پسر · کر · کودک · کودکان · کوچک
-
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
-
کودکان پیشدبستانی
-
بازیگر خردسال
-
استفاده نظامی از کودکان
-
غذاهاي پس از شيرگيري
-
کودک خیابانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن