ترجمه "baseball" به فارسی
بیسبال, بازی بیس بال بهترین ترجمه های "baseball" به فارسی هستند.
baseball
noun
masculine
دستور زبان
-
بیسبال
sport di squadra
Mi ha chiesto di costruire un'abitazione a tre piani su un campo da baseball.
او از من خواست که خانههای سه طبقه را در زمین بیسبال احداث کنم.
-
بازی بیس بال
noun masculineascoltando le partite di baseball.
هم زمان با گوش دادن به بازی بیس بال رو به من یاد داد—
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baseball " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "baseball"
عباراتی شبیه به "baseball" با ترجمه به فارسی
-
بازی بیس بال
-
بازی بیس بال
-
مربی تیم بیسبال
-
بازیکن بیسبال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن