ترجمه "battente" به فارسی

برگی شکل, حائل, دیافراگم بهترین ترجمه های "battente" به فارسی هستند.

battente noun verb masculine دستور زبان

Imposta esterna per finestra o porta che ha la duplice funzione di chiusura e di far passare l'aria ma non la luce troppo forte.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگی شکل

    noun
  • حائل

    noun
  • دیافراگم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • صفحه
    • پشت پنجره
    • پنجره کرکره اى
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " battente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "battente" با ترجمه به فارسی

  • bordan · kubidan · kuftan · zadan · zarbé zadan · تفوق جستن · جلو زدن · درهم شکستن · زدن · شکست دادن · ضربت زدن · عقب گذاشتن · مغلوب ساختن · مغلوب کردن · پیش افتادن از · پیشی جستن از · چکش زدن
  • jomlé-ye kutah · matalak · بسیار عظیم · شوخی · طعنه · طنز · لیس · کوفتگی
  • mozhé be- ham zadan
  • جام آریامهر
  • گلنرده
  • سخن نیشدار · طعنه · طنز · لطیفه · هجا
  • زدن
  • لب مطلب · نقطه حساس
اضافه کردن

ترجمه های "battente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه