ترجمه "battere" به فارسی

زدن, bordan, kubidan بهترین ترجمه های "battere" به فارسی هستند.

battere verb دستور زبان

Fare un suono colpendo le proprie articolazioni contro qualcosa. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb

    Per esempio, dopo aver finito un problema alla lavagna, battevo le mani e la lavagna si puliva magicamente.

    به عنوان مثال بعد از حل یک مساله، با دست زدن من، تابلو به صورت جادویی پاک میشد.

  • bordan

  • kubidan

  • ترجمه های کمتر

    • kuftan
    • zadan
    • zarbé zadan
    • شکست دادن
    • تفوق جستن
    • جلو زدن
    • درهم شکستن
    • ضربت زدن
    • عقب گذاشتن
    • مغلوب ساختن
    • مغلوب کردن
    • پیش افتادن از
    • پیشی جستن از
    • چکش زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " battere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "battere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "battere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه