ترجمه "bell" به فارسی
بل ترجمه "bell" به فارسی است.
bell
-
بل
nounCome la fattura a katie bell perchè mi consegnasse una collana affatturata?
مثل طلسم کردن کيتي بل و اميد به اين که در بازگشتش يه گردنبند طلسم شده رو به من بده ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bell" با ترجمه به فارسی
-
الکساندر گراهام بل
-
کاترین بل
-
بالگرد کبرا
-
بل هوکس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن