ترجمه "bella" به فارسی
زیبا, پسندیده, قشنگ بهترین ترجمه های "bella" به فارسی هستند.
bella
noun
adjective
feminine
دستور زبان
-
زیبا
adjectiveRacconta al mio giovane amico una bella storia.
یک داستان زیبا برای دوست جوان من تعریف کنید.
-
پسندیده
adjective -
قشنگ
noun feminineHanno rubato una bella veste e l’hanno nascosta.
آنها یک ردای قشنگ دزدیدهاند و آن را پنهان کردهاند.
-
ترجمه های کمتر
- ناز
- نسخه درست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bella " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bella" با ترجمه به فارسی
-
زیبای خفته
-
khosh qiyâfé · khoshgel · qashang · zibâ · خوب · خوشايند · خوشتیپ · خوشگل · دلبر · دلدار · دلپذير · زنان زیبا · زيبا · زیبا · شایان · عالی · قابل توجه · قشنگ · قشنگہ · معشوقه · ناز · پسندیده · یار
-
pâk-nevis · نسخه درست
-
محض
-
زیبای خفته
-
هنرهای زیبا
-
âdâb
-
ایگل مارملوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن