ترجمه "bordeaux" به فارسی
بردو, آلبالویی, بوردو بهترین ترجمه های "bordeaux" به فارسی هستند.
bordeaux
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
بردو
noun -
آلبالویی
colore
-
بوردو
Ora che e'tornato da Bordeaux, riferirete tutto direttamente a lui.
ایشون از بوردو برگشتن شما باید مستقیما به ایشون گزارش بدین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bordeaux " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bordeaux
feminine
Bordeaux (vino)
-
بردو
noun feminine -
بوردو
Ora che e'tornato da Bordeaux, riferirete tutto direttamente a lui.
ایشون از بوردو برگشتن شما باید مستقیما به ایشون گزارش بدین
تصاویر با "bordeaux"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن