ترجمه "branco" به فارسی
گله, gallé, ramé بهترین ترجمه های "branco" به فارسی هستند.
branco
noun
masculine
دستور زبان
-
گله
nounin zoologia, gruppo di animali
Gli inseguitori esperti devono far parte del branco.
گله ازهم پراکنده میشه و دوباره جمع میشه. به یه حرفهای نیاز دارید که عضوی از گروه باشه.
-
gallé
-
ramé
-
ترجمه های کمتر
- رمه
- فسیله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " branco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "branco" با ترجمه به فارسی
-
کاستلو برانکو
-
گياهان وحشي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن