ترجمه "brandello" به فارسی
تكه, تکه پارچه, ذره بهترین ترجمه های "brandello" به فارسی هستند.
brandello
noun
masculine
دستور زبان
Quantità minima, parte molto piccola.
-
تكه
noun masculineQuantità minima, parte molto piccola.
-
تکه پارچه
noun -
ذره
nounDovrebbe vedere i brandelli che ho recuperato dal mio psichiatra.
بايد اون ذره هايي که از بدنِ روانپزشکم بيرون کشيدم رو ميديدي.
-
ترجمه های کمتر
- رشته رشته
- رگه
- لباس پاره پاره
- نقطه
- پاره
- کهنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brandello " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن