ترجمه "bucato" به فارسی
lebâs shostan, لباسشوءی, رخت بهترین ترجمه های "bucato" به فارسی هستند.
bucato
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
lebâs shostan
-
لباسشوءی
noun masculine -
رخت
noun masculineAvrei giurato che toccasse a te fare il bucato.
به خدا اين بار نوبت تو بود که رخت بشوري
-
ترجمه های کمتر
- رختشوی خانه
- رختشویی
- شستشو
- غسل
- لباسشویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bucato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bucato" با ترجمه به فارسی
-
سیاهچاله کر
-
سوراخ لایه اوزون
-
سیاهچاله ستارهوار
-
ریزسیاهچاله
-
سفیدچاله
-
surâkh · روزنه · سوراخ · کپر · گرسنگی · گود
-
câlé · goudâl · hofré
-
surâkh kardan · سوراخ کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن