ترجمه "buccia" به فارسی

پوست, پوست میوه, pust بهترین ترجمه های "buccia" به فارسی هستند.

buccia noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun feminine

    Voglio acqua, tre ciotole e una buccia di limone.

    آب ، سه تا کاسه و پوست ليمو لازم دارم.

  • پوست میوه

    strato protettivo esterno di un frutto o di un tubero

  • pust

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • pust-e mivé
    • سبوس
    • خلال
    • لایه زیرین پوست
    • نرده چوبی
    • پوست سبزی
    • پوست کندن
    • پوشش اندام
    • کندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buccia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "buccia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه