ترجمه "buttare" به فارسی
andâkhtan, durandâkhtan, انداختن بهترین ترجمه های "buttare" به فارسی هستند.
buttare
verb
دستور زبان
-
andâkhtan
-
durandâkhtan
-
انداختن
verbEro cosciente mentre loro mi smebravano il corpo e mi buttarono via come spazzatura.
من بهوش بودم وقتی اون ها بدنم رو تجزیه کردن و من رو دور انداختن مثل آشغال.
-
دور انداختن
verbEro cosciente mentre loro mi smebravano il corpo e mi buttarono via come spazzatura.
من بهوش بودم وقتی اون ها بدنم رو تجزیه کردن و من رو دور انداختن مثل آشغال.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buttare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "buttare" با ترجمه به فارسی
-
به دورانداختن
-
افسرده کردن · ترسانیدن · خراب کردن
-
به هم زدن · مختل کردن
-
dur andâkhtan · دور انداختن
-
جوانه · رویش · شاخه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن