ترجمه "buttata" به فارسی

جوانه, رویش, شاخه بهترین ترجمه های "buttata" به فارسی هستند.

buttata noun particle feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوانه

    noun
  • رویش

    noun

    Ha solamente bisogno di un pezzo di carta dove può buttare giù piccoli segni,

    او تنها یک تیکه کاغذ احتیاج دارد که بر رویش نقطه هایی را بنویسد،

  • شاخه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buttata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "buttata" با ترجمه به فارسی

  • به دورانداختن
  • افسرده کردن · ترسانیدن · خراب کردن
  • به هم زدن · مختل کردن
  • dur andâkhtan · دور انداختن
  • andâkhtan · durandâkhtan · انداختن · دور انداختن
اضافه کردن

ترجمه های "buttata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه