ترجمه "cava" به فارسی
شکار, صید, معدن سنگ بهترین ترجمه های "cava" به فارسی هستند.
cava
adjective
noun
verb
feminine
دستور زبان
Scavo per l'estrazione di materiale roccioso, torba o sim.
-
شکار
nounNon me la cavo bene.
زياد تو شکار وارد نيستم.
-
صید
noun -
معدن سنگ
attività di estrazione
Scambia le mie impronte dentali e portiamo la macchina alla cava.
پرونده دندانپزشکي ام رو عوض کن و بيا ماشينم رو ببريم به معدن سنگ.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cava"
عباراتی شبیه به "cava" با ترجمه به فارسی
-
تلویزیون کابلی
-
بزرگسیاهرگ
-
ريسمانهاي سيمي · ریسمانها · طناب
-
goudi · sim · توخالی · رسن · ریسمان · طناب · لافند · پوک · کابل · کاواک · کرو
-
بزرگسیاهرگ زیرین
-
نیک کیو اند د بد سیدز
-
کابل هممحور
-
مودم کابلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن