ترجمه "cavo" به فارسی
طناب, goudi, sim بهترین ترجمه های "cavo" به فارسی هستند.
cavo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
طناب
nounSe tutto va bene, li riporterai a bordo con i cavi.
، اگه همه چی بخوبی پیش رفت با طناب ایمنی اونا رو به داخل فضاپیما میکشی
-
goudi
-
sim
-
ترجمه های کمتر
- رسن
- کابل
- توخالی
- ریسمان
- لافند
- پوک
- کاواک
- کرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cavo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cavo"
عباراتی شبیه به "cavo" با ترجمه به فارسی
-
تلویزیون کابلی
-
بزرگسیاهرگ
-
ريسمانهاي سيمي · ریسمانها · طناب
-
شکار · صید · معدن سنگ
-
بزرگسیاهرگ زیرین
-
نیک کیو اند د بد سیدز
-
کابل هممحور
-
مودم کابلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن