ترجمه "chiamare" به فارسی
تلفن کردن, farâ-khândan, nâmidan بهترین ترجمه های "chiamare" به فارسی هستند.
chiamare
verb
دستور زبان
Ordinare o far venire utilizzando la propria voce. [..]
-
تلفن کردن
verbContattare qualcuno servendosi del telefono.
E in sostanza all'ottavo giorno di ricovero, ecco che ci hanno chiamato.
واساسا، روز هشتم بستری، آنها به ما تلفن کردند.
-
farâ-khândan
-
nâmidan
-
ترجمه های کمتر
- sedâ zadan
- تماس گرفتن
- صدا زدن
- تلفن زدن
- زنگ زدن
- فراخواندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chiamare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chiamare"
عباراتی شبیه به "chiamare" با ترجمه به فارسی
-
اعلاميه تماس از دست داده شده
-
azân
-
شماره گیری بیرونی
-
ارتباطات مخابراتی
-
اتوبوسی به نام هوس
-
من سام هستم
-
فراخوان سیستمی
-
احضار · تماس گرفتن · زنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن