ترجمه "chiamata" به فارسی
احضار, تماس گرفتن, زنگ بهترین ترجمه های "chiamata" به فارسی هستند.
chiamata
noun
particle
feminine
دستور زبان
Una conversazione effettuata tramite una connessione che sfrutta la rete telefonica.
-
احضار
noun feminineQuesto prima che mi rendessi conto che era lui a chiamare me.
این مال قبل از وقتیه که فهمیدم در واقع اونه که منو احضار می کنه.
-
تماس گرفتن
Controllate il suo cellulare, in caso arrivino chiamate dal bambino o da chi l'ha rapito.
گوشيش رو کنترل کن ، شايد اون بچه يا رُبايندش تماس گرفتن.
-
زنگ
noun feminineAvremmo fatto meglio a chiamare il dottore.
ما باید به پزشک زنگ بزنیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chiamata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chiamata" با ترجمه به فارسی
-
اعلاميه تماس از دست داده شده
-
azân
-
شماره گیری بیرونی
-
ارتباطات مخابراتی
-
اتوبوسی به نام هوس
-
من سام هستم
-
فراخوان سیستمی
-
farâ-khândan · nâmidan · sedâ zadan · تلفن زدن · تلفن کردن · تماس گرفتن · زنگ زدن · صدا زدن · فراخواندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن