ترجمه "collante" به فارسی
عامل نگه دارنده اجتماع, لعاب, چسب بهترین ترجمه های "collante" به فارسی هستند.
collante
noun
masculine
دستور زبان
In senso figurato: elemento che riesce a tenere insieme, a far stare insieme le persone.
-
عامل نگه دارنده اجتماع
nounIn senso figurato: elemento che riesce a tenere insieme, a far stare insieme le persone.
-
لعاب
noun -
چسب
nounE abbiamo scoperto che questa colla potrebbe essere un'interessante miscela bicomponente.
و ما دریافتیم که این چسب ممکن است یک ترکیب دو مرحله ای جالب باشد.
-
ترجمه های کمتر
- چسبدار
- چسبنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collante" با ترجمه به فارسی
-
عامل نگه دارنده اجتماع
-
تله چسبناك رنگي · تلههای چسبنده
-
اردک طوقی
-
ماهیچه اسپلنیوس گردنی
-
طوطی کوچک اسکندر
-
پلیوینیل استات
-
سرطانهای سر و گردن
-
qallâdé
اضافه کردن مثال
اضافه کردن