ترجمه "collasso" به فارسی
sekté, فروخوابیدگی, فروپاشي بهترین ترجمه های "collasso" به فارسی هستند.
collasso
noun
verb
masculine
دستور زبان
Caduta improvvisa e rovinosa.
-
sekté
-
فروخوابیدگی
-
فروپاشي
noun masculineCaduta improvvisa e rovinosa.
per sostenere la crescita ed evitare il collasso.
تا رشد را حفظ كرده و از فروپاشي جلوگیری كند.
-
کلاپس
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collasso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collasso" با ترجمه به فارسی
-
افتادن، فرو ربختن · رمبیدن · فرو ربختن
-
خودآگاهی باعث فروریزش تابع موج
-
سکته قلبی · نارسایی قلب
-
رمبش گرانشی
-
گرماتكيدگي
-
افتادن، فرو ربختن · رمبیدن · فرو ربختن
-
افتادن، فرو ربختن · رمبیدن · فرو ربختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن