ترجمه "colli" به فارسی
تپهها, درههاي مرتفع, زمینهای مرتفع بهترین ترجمه های "colli" به فارسی هستند.
colli
noun
masculine
دستور زبان
-
تپهها
Dio in effetti può pesare monti e colli su una bilancia.
خدا میتواند کوهها و تپهها را در کفههای ترازو وزن کند.
-
درههاي مرتفع
-
زمینهای مرتفع
-
ترجمه های کمتر
- كوهها
- كوهپايهها
- نواحي كوهستاني
- نواحي مرتفع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " colli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "colli" با ترجمه به فارسی
-
عامل نگه دارنده اجتماع
-
تله چسبناك رنگي · تلههای چسبنده
-
اردک طوقی
-
ماهیچه اسپلنیوس گردنی
-
طوطی کوچک اسکندر
-
عامل نگه دارنده اجتماع · لعاب · چسب · چسبدار · چسبنده
-
پلیوینیل استات
-
سرطانهای سر و گردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن