ترجمه "coma" به فارسی
کما, eghmâ, احتباس مايعات بدن بهترین ترجمه های "coma" به فارسی هستند.
coma
noun
masculine
دستور زبان
-
کما
stato di incoscienza
Lo psicopatico che ti ha mandato in coma?
همونی دیوونه ای که باعث به کما رفتن تو بود.
-
eghmâ
-
احتباس مايعات بدن
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- اختلالات عصبي-هورموني
- اغما
- تشنجها
- دشتنظیمی
- رعشه
- سنكوپ
- قسمت فرعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coma" با ترجمه به فارسی
-
کومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن