ترجمه "comando" به فارسی

فرمان, amr, hokm بهترین ترجمه های "comando" به فارسی هستند.

comando noun verb masculine دستور زبان

Comprensione o comando di qualcosa a livello intellettuale. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Il padre ricevette il comando di costruire un’arca e di farvi entrare la famiglia.

    یَهُوَه به پدرشان فرمان داد که کشتیای بسازد و خانوادهاش را به داخل آن ببرد.

  • amr

  • hokm

  • ترجمه های کمتر

    • دستور
    • پیشوایی
    • امر
    • اُرد
    • راهنماها
    • رییسها
    • کنترل کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comando " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "comando"

عباراتی شبیه به "comando" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "comando" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه