ترجمه "commercianti" به فارسی
بازرگانان, تاجران, سوداگران بهترین ترجمه های "commercianti" به فارسی هستند.
commercianti
noun
masculine
دستور زبان
-
بازرگانان
I commercianti sidoni impinguano le finanze di Tiro.
بازرگانان صیدون، صور را با درآمد فراوان پر میسازند.
-
تاجران
E i chirurghi erano commercianti, più che medici.
و جراحان بیشتر تاجران می بوده اند، تا پزشکان.
-
سوداگران
6 Probabilmente la stragrande maggioranza dei commercianti giudicherebbe poco saggio il comportamento dell’uomo della parabola di Gesù.
۶ کاری که آن تاجر انجام داد در نظر اغلب سوداگران نابخردانه مینماید.
-
ترجمه های کمتر
- مغازه داران
- کاسبها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commercianti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "commercianti" با ترجمه به فارسی
-
bâzargâni · kasb · moʼâmelé · tejârat · بازار · بازرگانی · تجارت · تجارت کشاورزی
-
تجارت منصفانه
-
كنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل · كنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد · کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد
-
بازرگانی داخلی · تجارت خانگی · تجارت داخلی
-
اتحاديه تجارت آزاد آمريكاي لاتين
-
تجارت الکترونیک
-
بازاریابی عمدهفروشی
-
otâq-e bâzargâni
اضافه کردن مثال
اضافه کردن