ترجمه "commercio" به فارسی
تجارت, بازرگانی, bâzargâni بهترین ترجمه های "commercio" به فارسی هستند.
commercio
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
تجارت
nounscambio in forma di acquisto e/o vendita di beni
Inoltre si arricchirono grazie all’esteso commercio del papiro con l’Egitto e il mondo greco.
آنها همچنین از تجارت کاغذ پاپیروس با مصریان و یونانیان سود بسیاری بردند.
-
بازرگانی
nounQuesto articolo ci aiuterà a trarre una lezione dalla parabola di Gesù sul commerciante in cerca di perle.
در این مقاله خواهیم دید که از مثلِ بازرگانی که به دنبال مرواریدهای اعلا بود، چه میآموزیم.
-
bâzargâni
-
ترجمه های کمتر
- kasb
- moʼâmelé
- tejârat
- بازار
- تجارت کشاورزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commercio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "commercio"
عباراتی شبیه به "commercio" با ترجمه به فارسی
-
تجارت منصفانه
-
كنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل · كنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد · کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد
-
بازرگانی داخلی · تجارت خانگی · تجارت داخلی
-
اتحاديه تجارت آزاد آمريكاي لاتين
-
تجارت الکترونیک
-
بازاریابی عمدهفروشی
-
otâq-e bâzargâni
-
تجارت خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن