ترجمه "condizionatore" به فارسی
kuler, tahviyé matbuʼ, کولر بهترین ترجمه های "condizionatore" به فارسی هستند.
condizionatore
noun
masculine
دستور زبان
-
kuler
-
tahviyé matbuʼ
-
کولر
noun masculineIl laboratorio di computer è l'unica sala con un condizionatore, ed è chiuso.
تعمیرگاه کامپیوتر تنها اتاقیه که کولر داره ، اونم قفل شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " condizionatore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "condizionatore" با ترجمه به فارسی
-
بهسازهای فیزیکی خاک · عملآورندههای خاک
-
kuler
-
تهویه مطبوع
-
دستگاههای تهويه مطبوع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن