ترجمه "congegnare" به فارسی
اختراع کردن, تاسیس کردن, تنظیم کردن بهترین ترجمه های "congegnare" به فارسی هستند.
congegnare
verb
دستور زبان
-
اختراع کردن
verbUn certo Douglas Engelbart ha anche inventato questo congegno, il mouse.
بعد داگلاس انگلبارت رسید و موس رو اختراع کرد
-
تاسیس کردن
verb -
تنظیم کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- درست کردن
- ساختن
- طرح ریزی کردن
- چاپ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " congegnare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "congegnare" با ترجمه به فارسی
-
ابزار · اسباب · افزاره · الت · علم جراثقال · علم مکانیک · فلان چیز · مکانیک · وسیله · چیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن