ترجمه "congelamento" به فارسی
انجماد, یخزدگی, سرد بهترین ترجمه های "congelamento" به فارسی هستند.
congelamento
noun
masculine
دستور زبان
-
انجماد
Sappiamo che il cervello si danneggia dopo la morte e durante il congelamento.
میدانیم که پس از مرگ و حتی در حال انجماد مغز دچار آسیب خواهد شد.
-
یخزدگی
lesione locale che interessa una o più parti del corpo di un organismo vivente in seguito all'azione del freddo sui tessuti
-
سرد
noun -
سرمازدگی
nounHo qualche cicatrice da congelamento, coperta dal trucco.
چندتایی خراش ناشی از سرمازدگی دارم که با گریم پوشش داده شده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " congelamento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "congelamento" با ترجمه به فارسی
-
انجماد تخمكسلول
-
انجماد تخمكسلول · تخمكهاي منجمد · حفاظت تخمکسلول · نگهداری ااوسیت
-
دماي انجماد · نقطه انجماد
-
دماي انجماد · نقطه انجماد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن