ترجمه "connessione" به فارسی
اتصال, پیوند, اتصال در هندسه دیفرانسیل بهترین ترجمه های "connessione" به فارسی هستند.
connessione
noun
feminine
دستور زبان
Punto di collegamento tra due o più parti.
-
اتصال
nounPunto di collegamento tra due o più parti.
Tutto ciò che serve è una connessione Internet e un gatto divertente.
تمام آن چه که نیاز دارید اتصال به اینترنت و یک گربهی بامزه است.
-
پیوند
nounÈ una connessione emotiva prevedibile, e usiamo questo trucco da molto tempo.
این پیوند عاطفی قابل پیش بینی است، و ما از این ترفند از سالهای پیش استفاده می کردیم.
-
اتصال در هندسه دیفرانسیل
oggetto matematico
-
قابلیت اتصال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " connessione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "connessione" با ترجمه به فارسی
-
اتصال شبکه
-
اتصال تلفنی
-
ارتباط شبکه ای تلفنی
-
اتصال رسانه راه دور
-
نوع اتصال
-
اتصال خودکار
-
مرکز شبکه
-
برنامه کاربردی از نوع پایگاه اطلاعات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن