ترجمه "Connecticut" به فارسی
کانکتیکات, کنتیکت بهترین ترجمه های "Connecticut" به فارسی هستند.
Connecticut
Connecticut (fiume)
-
کانکتیکات
Cheryl era responsabile di cucina in un liceo del Connecticut.
شریل مدیر مواد مغزی در دبیرستان عمومی در کانکتیکات بود.
-
کنتیکت
NL: Chiamo immediatamente mia madre a Hartford, Connecticut.
نورمن لیر: بلافاصله به مادرم زنگ زدم توی هارتفورد، کنتیکت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Connecticut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Connecticut" با ترجمه به فارسی
-
دانشگاه کنتیکت
-
دانشگاه کنتیکت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن