ترجمه "coniuge" به فارسی
همسر, hamsar, زوج بهترین ترجمه های "coniuge" به فارسی هستند.
coniuge
noun
masculine
دستور زبان
Una persona sposata, un uomo o una donna sposato/a.
-
همسر
noun masculineجفت، همراه برای همسر مونث از Q188830 استفاده کنید
Ciascun coniuge mostra lealtà quando fa sì che l’altro si senta necessario e desiderato.
زن و شوهری نسبت به هم وفادارند که وابستگی و نیاز خود را به همسر خود ابراز میکنند.
-
hamsar
-
زوج
nounColoro che sono fedeli al proprio coniuge contribuiscono quindi a creare una società stabile.
افرادی که به زوج خود وفادار میمانند در واقع به ساختن یک جامعهٔ استوار کمک میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- همدست
- یار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coniuge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coniuge" با ترجمه به فارسی
-
جدایی بدون طلاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن