ترجمه "coniugato" به فارسی
moteahhel, شوهردار, عروسیکرده بهترین ترجمه های "coniugato" به فارسی هستند.
coniugato
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
moteahhel
-
شوهردار
adjective -
عروسیکرده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- متأهل
- متاهل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coniugato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coniugato" با ترجمه به فارسی
-
ترانهاد مزدوج
-
مزدوج مختلط
-
روش گرادیان مزدوج
-
علف گاوي · پاسپالوم کونژوگاتوم
-
feʼl sarf kardan · صرف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن